گفتگو/یادداشت/مقاله
1395/05/21 16:03

به یاد بانوی زنده‌یاد دشتی؛ کبری حسینی +عکس

 به یاد بانوی زنده‌یاد دشتی؛ کبری حسینی +عکس

مردم جنوب"اولین روز مردادماه ۹۵ برای بانوی نجیب دشتی روز جاودانگی بود. کسی که چراغی افروخت فرآروی اندیشه و با اهدای جسم خویش جانی دوباره به انسانیت بخشید و باعث بالندگی ما مردم این دیار شد تا به برای همیشه نام این مادر بزرگوار را در ذهنمان زنده نگه داریم.

 


کبری حسینیبه گزارش مردم جنوب: اسناد بسیاری از بخشندگی و ایثار این مردم در برهه های مختلف تاریخ برای بازگویه هست. از شهیدان جاودان این دیار تا آزادگان و جانبازان و ایثارگران.

 

هر گوشه از خاک دشتی را که نگاه کنیم مثالی شایسته برای بزرگی و عزت این مردم برای بازگویه هست.

 

اینبار اما دشتی در موضوعی دیگر سرآمد شد. مادری که با وسعت اندیشه و پدر و پسری که با بزرگی و مناعت، و خانوادهای که با گذشت مثالی از ایثار و از خود گذشتگی را به دفتر پیشینه ی این دیار افزودند. تاریخ دشتی صاحب یک نمونه ی بسیار روشن دیگر از نوعدوستی شد.

 

بانوی بوشهری فرشته نجات سه هموطن شد

 

مسئول بیماری‌های خاص دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان بوشهر گفت: خانم کبری حسینی با اهدای کبد و دو کلیه خود سه بیمار در انتظار پیوند عضو را زندگی دوباره بخشید.

 

محمد رضا صالحی گفت: پس از بروز سکته مغزی و خون ریزی در مغز تیم ویژه تایید مرگ مغزی استان بوشهر با انجام چندین نوبت آزمایش، مرگ مغزی بانوی اهل روستای زیارت ساحلی را تایید کردند.

 

هماهنگ کننده فراهم آوری و پیوند اعضای دانشگاه علوم پزشکی بوشهر گفت: پس از اعلام قطعی مرگ مغزی از سوی پزشکان معتمد وزارت بهداشت، اقدام خیرخواهانه خانواده مرحومه حسینی موجب اهدای زندگی به سه نیازمند اهدای عضو در کشور شد.

 

صالحی در رابطه با چهارمین اهدای عضو استان بوشهر بیان داشت: تیم جراحی و پیوند اعضای دانشگاه علوم پزشکی شیراز نسبت به برداشت و پیوند کبد و دو کلیه اقدام کردند تا با چهارمین اهدای عضو در استان بوشهر هم وطنان نیازمند به پیوند اعضا جانی دوباره پیدا کنند.

 

برای درک این ایثار لحظاتی با این خانواده هم گفتار شدیم تا به عمق بیشتری از خبر ایثار خانواده بانوی دشتیاتی در اهداء اعضایش برای حیات سه هموطن دست یابیم.

 

گفتگوی ما با همسر گرامی این بانوی دشتیاتی را بخوانید.

 

حمید حسینیان

 

خود و همسرتان را معرفی بفرمایید؟

 

حمید حسینیان هستم بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران. همسرم کبری حسینی فرزند حاجی و بانو حسینی متولد روستای زیارت ساحلی شهرستان دشتی که ۴۷ بهار را به چشم دید.
زندگی مشترکتان چند سال به طول انجامید. چند فرزند دارید و چگونه با هم آشنا شدید؟

 

درسال ۶۹ ازدواج کردیم و تا سی ام تیرماه سال ۹۵ با هم زندگی کردیم و دارای یک فرزند پسر هستیم که هم اکنون ۲۱سال دارد.

 

از طریق خواهرم در یک برنامه مذهبی با هم آشنا شدیم و پس از شناخت کافی در زمینه حفظ حجاب و اعتقادات مذهبی و بنیاد خانواده به خواستگاری ایشان رفتم و طولی نکشید که زندگی مشترک خود را آغاز کردیم.
علت فوت همسرتان را تشریح بفرمایید.

 

متاسفانه همسر مرحومه ام دارای بیماری میگرن و فشار خون بالا بود که به همین دلیل دارو مصرف می کرد. با وجود مصرف به موقع داروی فشارخون و رساندن به موقع ایشان به بیمارستان خورموج و اعزام به بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر مشیت الهی چنین بود که دچار مرگ مغزی شوند.
چه شد که به فکر اهدای عضو افتادید؟

 

ما نیز مثل همه ی مردم مسلمان برای پیروی از دستورات الهی که در آیات و احادیث نورانی در راستای کمک به همنوعان و رضایت و خوشنودی حضرت حق آمده است مقید بوده و هستیم. بنابراین با توکل بر خدا به این عمل خیر و خداپسندانه اقدام نمودیم.

 

چه اعضایی از این بانوی محترم اهدا شد؟

 

واقعیت هر آنچه همه ی مردم از طریق اخبار شنیدند و رویت کردند من هم به همان اندازه اطلاع دارم.
آیا کسانی که اعضا را دریافت داشته اند را دیده اید و یا ارتباطی با آنان داشته اید؟

 

خیر. من و خانواده ام هیچگونه شناخت و ارتباطی با گیرنده های عضو نداشته ایم و نداریم.

 

کیانوش حسینیان

 

مشکلی با اهدای عضو و احتمالا تبعات این موضوع نداشتید؟

 

قبل از نظر نهایی پزشک مربوطه و اعلام مرگ مغزی، پسرم که در بیمارستان حضور داشت خود بطور کاملا داوطلبانه و خودجوش نظرخود را راجع به اهدا عضو همسرم و مادر خود داد که با تعجب پزشک روبرو شد و ما از این اقدام به عنوان یک فرصت خوب برای ایجاد فرهنگ زیبای ایثار استفاده کردیم. البته یک سری بی مهری ها هم از طرف بعضی به ما شد که ترجیح می دهم راجع به آن صحبت نکنم.

 

خانواده ی پدری مرحومه مشکلی با تصمیم شما نداشتند؟

 

در زمینه اهداء عضو همسرم تنها نفری که به صورت مستقیم در این تصمیم حیاتی دخیل بود تک یادگار و جگر گوشه آن مرحومه، فرزندش حاج کیانوش حسینیان بود که در سن پایین تصمیمی چند برابر سن خود گرفت و موجبات شگفتی همگان شد و باعث شد همه ی ما به تصمیم ایشان احترام بگذاریم.
از مسولان استان و شهرستان چه کسانی به دیدار شما آمدند؟

 

به علت عدم اطلاع از نام و نشان همه ی بزرگوارانی که متحمل زحمت شده و در مراسم ترحیم و تدفین همسر مرحومه ام شرکت فرمودند به تعداد اندکی اشراف داشته که خدمت شما نام می برم. آقایان مهرجو فرماندار دشتی، سید محمد مهدی پورفاطمی نماینده اسبق مردم دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی و مختار پزشک عضو شورای شهر خورموج. آقای دکتر صالحی مسئول بخش اهداء عضو و بیماری های خاص استان و دکتر کشمیری و بسیاری از مردم خوب و خداجوی شهرستان و استان که نامشان از خاطرم نخواهد رفت.
چه احساسی دارید در روزهای فعلی و بعد از اهدای عضو و بخشیدن زندگی دوباره به چند همنوع؟

 

زمانی که انسان به کاری اقدام کند که مطمئن است رضایت و خشنودی خداوند به همراه دارد احساس آرامش و شادمانی خاصی سراسر وجودش را پر می نماید. اقدامی مثل اهداء عضو که نهایتا زندگی دوباره ای به همنوعان نیازمند بخشیده بالاترین نوع آرامشی است که می توان تجربه کرد.
از اخلاق و خصوصیات این مادر برایمان بگویید. چه مشخصه ی بارز اخلاقی داشتند؟

 

همسرم به عنوان مادر مثل همه ی زنان سرزمینمان که عاشق هستند، عشق و علاقه به خانه و خانواده در وجودشان موج می زد؛ بانویی بسیار مهربان و مومن بود که تمام جوانی و عشق و علاقه خودش را نثار تنها فرزند خود و رسیدگی به زندگی زناشویی مان کرده بود و درباره ی خصوصیات بارز ایشان می توانم ساده زیستی و صداقتشان را نام ببرم که الحق مثال زدنی و رشک برانگیز بود که ایشان را از دیگران تمایز می داد.

 

بانوی شما کی و چگونه راغب به اهدای عضو شدند و چگونه به شما و خانواده منتقل کردند؟
در یکی از روزها در زمینه اهداء عضو مستندی از تلویزیون پخش می شد که همسرم به همراه خودم شاهد این برنامه بودیم. پس از اتمام برنامه ایشان با حالتی منقلب از من سوال کرد که اهدا عضو واقعا تا این حد ترس آور است و تن آدمی را تکه تکه می کنند؟ من با صحبت هایی که با ایشان داشتم موضوع را برایش شرح دادم و قابل هضم کردم و ایشان بعد از درک واقعی این عمل خدا پسندانه با لبخندی رضایت بخش علاقه خود را به این کار نشان داد که خداوند تقدیرش را با این موضوع گره زد و سرانجامی شیرین و مرگی رشک برانگیز برای ایشان مقدر کرد که در این زمینه نیز با باقی افراد متمایز شد. بهشت جایگاهش باشد ان شاء الله
لحظه ی تصمیم به وداع با ایشان چه احساسی داشتید؟

 

مرگ به هر نحوی که باشد دلخراش است ولی از آنجا که ما راه خود را انتخاب کرده بودیم و در این راه تا آخرین لحظه ثابت قدم بودیم، با وجودی سرشار از غرور از بابت عملی خیری که رضایت خداوند را در پی دارد، خوشحال بودیم و هستیم و خدا را شکر می کنیم که توانستیم در این آزمون الهی سربلند باشیم.

 

برای یادبود ایشان و فرهنگ سازی در خصوص اهدای عضو در دشتی شما آیا برنامه خاصی دارید؟

 

ما به عنوان یک فرد معمولی جامعه فکر می کنم تمام کاری که در توانمان بود را با اهدا عضو انجام دادیم و فقط می توانیم که آرزو کنیم مسئولان نیز در این زمینه و فرهنگ سازی در این باره تلاش کنند که خداوند اجرشان دهد.
اگر ناگفته ای مانده است بفرمایید.

 

در پایان از مسئولین دیارم دشتی انتظار داریم که در راستای بسترسازی مناسب به منظور اشاعه و ترویج فرهنگ اهداء عضو تلاش بیشتری نمایند تا ان شاء الله شاهد رشد کیفی و کمی در این زمینه باشیم.

 

همچنین از تمامی سروران گرامی که در انجام این عمل خیر و خداپسندانه من و خانواده ام را همراهی و تسلی دادند کمال تشکر و قدردانی را دارم.

 

* سایت مند

نظرات

نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:
وب سایت:
متن:

تصویر :

برچسب ها : 
گونا گون